در چند پست سریالی تک یاخته لیشمانیا را به طور مفصل بحث می کنیم . همان طور که اطلاع دارید لیشمانیا انگلی است تک میزبانه که در داخل ماکروفاژ های مهره داران زندگی می کند و در کشور ما هم به ویژه در منطقه آذربایجان شیوع دارد . در ضمن همین جا ، یادی هم از دکتر مظلوم گوگانی استاد گرامی خودمان میکنیم که چند ماه پیش به رحمت خدا رفتن . استاد عزیز ما در زمینه لیشمانیا تحقیقات بسیار زیادی را انجام داده بودند ولی عجل فرصت ادامه این مسیرو نداد ... روحشان شاد .. همراه ما باشید ....
بیولوژی انگل لیشمانیا
جنس ليشمانيا شامل تك ياختههاي انگلي تك ميزباني هستند كه به صورت آماستيگوتهاي غيرمتحرك درون سلولي در داخل ماكروفاژهاي ميزبانان مهرهدار و به صورت پروماستيگوتهاي متحرك تاژكدار در پشهخاكيهاي ناقل زندگي ميكنند. انگل در بدن ميزبانان بيمهره و مهرهدار هردو تقسيم و تكثير حاصل ميكند. انگل از نظر شكل و ساختمان به صورت زير ديده ميشود :
پروماستیگوت لیشمانیا اماستیگوت لیشمانیا
پروماستيگوتها كه در روده مياني پشههاي فلوبوتوموس و اماستيگوتها كه در ماكروفاژهاي پستانداران مستقر هستند دراز بوده و اندازة آنها به ۱۲ میکرومتر ميرسد و داراي هسته و كينتوپلاست مشخص هستند. تاژك تقريبا هم اندازة انگل و گاهي اوقات تا ۲۰ میکرومتر نيز ميرسد . آماستيگوتها تخممرغي شكل بوده و اندازه آنها بين 2 تا 5 میکرومتر ميباشد و داراي هسته گرد يا بيضي هستند .
چرخة زندگي و نحوة انتقال انگل آن در بدن پشه خاكيها
انتقال انگل ليشمانيا فقط توسط پشه خاكي ماده كه داراي ضمائم مناسب براي مكيدن خون مهرهداران است، صورت ميگيرد. بيشتر گونههاي فلبوتوم در شب از انسان، موش صحرايي، سگ و مارمولك خونخواري ميكنند. عوامل مختلف خارجي و داخلي مانند سوش ليشمانيا، گونه پشه خاكي، خصوصيات اكولوژيكي انگل و بدن پشه ناقل در انتقال دخالت دارند. تا كنون 43 گونه پشه خاكي در ايران شناخته شده است. راه اصلي انتقال، با نيش پشه خاكي است ولي راههاي ديگري نيز دخالت دارند كه عبارتند از:
انتقال از راه خون در ليشمانيوز احشايي (امكان آن كم است). انتقال از راه جفت در ليشمانيوز احشايي ( كه بسيار نادر است).
رشد انگل در بدن حشره ناقل
پشه خاكي در هنگام تغذيه از ميزبان جسم ليشمن را ميبلعد. انگلها در روده مياني پشه آزاد شده سپس در داخل غشايي يك لايه به نام غشاي پريتروفيك محصور گرديده و به اشكال تاژكدار (پروماستگوت) تبديل ميشوند. اين تغييرات در محيط كشت، 24 تا 72 ساعت طول ميكشد ولي به نظر ميرسد كه در بدن پشه سريعتر انجام شود. پروماستيگوتها بعد از خارج شدن از اين غشاء، تاژك نسبتا بلند خود را در سلولهاي پوششي روده فرو برده و با سرعت تقسيم ميشوند. سپس به قسمتي از روده قدامي حشره كه داراي پوشش كوتيكولي است، مهاجرت ميكنند و با استفاده از تاژك به جدار قدامي روده متصل ميشود. بعد از مدت كوتاهي پروماسيتگوتها در مري و گلوي حشره منتشر ميشوند و بوسيله تاژك به لايه پوششي آن ميچسبند. هنگام تغذيه پشه از ميزبان خود، پروماسيتگوتها بر اثر انقباض ماهيچههاي ناحيه گلو خارج و توسط خرطوم به ميزبان جديد تزريق ميشوند. فاصله زماني بين آلوده شدن پشه تا زماني كه پروماسيتگوتها از طريق دهان خارج ميشوند بستگي به گونه پشه خاكي و نوع ليشمانيا دارد كه تقريبا 9 تا 15 روز است. انگل توسط سلولهاي بيگانه خوار با عمل بيگانه خواري خورده شده و وارد كيسههاي يك لايهاي بنام فاگوزوم شده و تكثير مييابند كه تعداد آنها گاهي به 100 عدد ميرسد. پس از انهدام سلول بيگانه خوار اول، اين انگلها توسط سلولهاي بيگانه خوار بعدي خورده ميشوند .
مخازن انگل
بيشتر انواع ليشمانياها در حيوانات وحشي و اهلي زندگي ميكنند و انسانها به عنوان ميزبانهاي تصادفي شناخته ميشوند كه تنها در صورت قرار گرفتن در معرض چرخة انتقال طبيعي آلوده ميشوند (Desjeux 1992) مخزن طبيعي گونههاي ليشمانيا شامل پستانداران مختلف از جمله انسان، سگ، شغال، روباه و انواع جوندگان ميباشد. سگ تنها حيوان اهلي است كه به عنوان يك مخزن مهم و ميزبان ليشمانيا شناخته شده است(Ashford.1996). البته شواهدي مبني بر مخزن بودن اسب سانان براي L. braziliensis نيز وجود دارد. سگها مخزن اهلي اصلي L. infantum در دنياي قديم (نيمكرة شرقي) و L. chagasi در دنياي جديد (نيمكرة غربي) ميباشند(WHO.1990, Aguilar et al. 1986). سگها در برخي گونههاي ديگر مانند برخي گونهها از كمپلكس L. braziliensis و L. tropica . نيز ممكن است نقش مخزن را داشته باشند(WHO 1996) ، توجه به سمت موشهاي اهلي معطوف شده گونة Rattus Rutus با عفونت L. infantum در بسياري از كشورهاي حوزة مديترانه و آسياي ميانه مشاهده شده، اما در حال حاضر شواهد كمي براي قرار دادن موش در جمله مخازن مهم اين انگل وجود دارد(Aljeboori. 1986).
رابطة انگل ـ ميزبان در مهرهداران
ليشمانيوزها گروهي از بيماريهاي عفوني هستند كه به عنوان يكي از مشكلات مهم سلامت عمومي در تمام دنيا شناخته ميشوند. خاصيت عفونتزا بودن ليشمانيا بستگي به توانائي زندگي در معده مياني (midgut) پشه خاكي و سرايت به ماكروفاژهاي پستانداران دارد. از نظر زيستشناسي ماكروفاژها مجهز به اجزائي براي از بين بردن ارگانيزمهاي ريز خارجي هستند. جالبترين جنبة ليشمانياها زندگي در ماكروفاژهاي ميزبان است. در اثر تقسيمهاي متعدد غيرجنسي انگل، ماكروفاژ تركيده و انگلها آزاد شده و وارد ماكروفاژهاي ديگر ميشوند. آماستيگوتها در داخل سلولهاي سفيد تك هستهاي (monocyte) غيرمتحرك هستند و بيشتر در داخل ماكروفاژهايي كه توسط واكوئلهاي غيرگوارشي احاطه شده و در نتيجه آنزيمهاي آنها غيرفعال بوده و به انگل اجازة زنده بودن در داخل ماكروفاژ را ميدهند، زندگي ميكنند. عفونت با انگل ليشمانيا ممكن است علامتهاي كلينيكي مختلفي را از خود نشان دهد. از جمله ليشمانياي جلدي (يا CL) كه توسط زخمهاي پوستي يا جلدي شناسائي ميشوند كه نيمكرة شرقي توسط گونههاي مختلف مثل ,L. major L. tropica و L. aethiepica ايجاد ميشوند و در نيمكرة غربي هم گونههائي مثل L. mexicana، L. gujanesis، L. panamenensis و L. braziliensis مسبب CL هستند .
اين انگل همچنين باعث ليشمانياي پوستي منتشره(DCL) ميشود كه در نيمكرة شرقي توسط L. aethiopica و در نيمكرة غربي توسط L. mexicana و L. braziliensis ايجاد ميشود. همچنين ليشمانياي (جلدي مخاطي) یا Mucocutaneus كه توسط L. panamenensis و L. braziliensis ايجاد ميشود(WHO. 1990).
ليشمانياي احشائي توسط دونوواني كمپلكس L. donovani(complex) (L. infantum ، L. donovani و L. chagasi) ايجاد ميشود. در برخي موارد گونة ليشمانيائي كه باعث VL ميشود، ميتواند يك زخم پوستي ساده نيز ايجاد كند، مثل L. infantum در منطقة مديترانه (Grimaldi et al 1989) يا متعاقب درمان ليشمانياي (WHO, 1990) L. donovani كه منجر به PKDL ميشود.
با ادامه مطالب مربوط به لیشمانیا در آینده همراه ما باشید .





